آیا شما هم در ساخت هویت برند موسیقی خود دچار این اشتباهات میشوید؟ در این مقاله به شما میگوییم که به عنوان یک هنرمند مستقل باید به چه مواردی توجه کنید و چگونه میتوانید آنها را اصلاح کنید.
فکر کنید به هنرمند یا گروه موسیقی مورد علاقهتان. اولین چیزی که به ذهنتان میآید چیست؟ احتمالاً بخشی از یک آهنگ را به یاد میآورید، اما چه چیزی را از نظر بصری به خاطر میآورید؟ شاید جلد آلبوم، عکسهای مطبوعاتی، خاطرهای از کنسرت یا چیزی که گفتند یا انجام دادند و شما را تحت تأثیر قرار داد. اینها همه نتیجه یک برندسازی موثر هنری است.
برند هنری شما کلید معرفی موسیقی شماست. اما در حالی که هر برند منحصر به کار خود است، اشتباهات رایجی وجود دارد که ممکن است مانع ارتباط موثر با مخاطبان هدف شما شود. در این مقاله به پنج اشتباه رایج در برندسازی موسیقی میپردازیم که ممکن است مانع رشد طرفدارانتان شود و به شما میگوییم چگونه میتوانید آنها را اصلاح کنید.
1- استراتژی برند خود را تعریف نکردهاید
این اشتباه را بیشتر در بین هنرمندان مستقل کوچک میبینیم که فکر میکنند برندسازی برای آنها مهم نیست. اما مهم نیست که الان چند طرفدار دارید، برای سالهای آینده باید برنامهای برای ایجاد برند هنری خود داشته باشید. هدف شما این است که اعتماد برند ایجاد کنید، یعنی رابطهای با شنوندگان خود برقرار کنید که کار شما را جذاب کافی برای پیگیری کنند و از شما حمایت کنند.
استراتژی برند به عنوان یک برنامه بلندمدت برای دستیابی به اهداف بلندمدت تعریف میشود که در نهایت منجر به شناسایی و ترجیح برند شما توسط مصرفکنندگان میشود. اما برای اجرای استراتژی برند خود، ابتدا باید برند هنری خود را تعریف کنید.
هسته برند هنری شما شامل سه چیز است: داستان شما، هویت بصری و ارزشهایتان. اینها راهنمای ارائه و استراتژی برند شما در آینده خواهند بود.
مثلاً، استراتژی برندسازی اد شیرن بر اساس برند هنری قوی او ساخته شده است. داستان او از یک نوازنده خیابانی تا یک سوپراستار است. هویت بصری او ساده، غیررسمی و نه خیلی تمیز است. او اغلب با یک تیشرت سیاه ساده، موهای آشفته و خالکوبیهای قابل مشاهده، به همراه گیتار خود به تنهایی اجرا میکند. ارزشهای او به بهترین شکل توسط جورج چسترتون از مجله جیکیو به عنوان “صحت، واقعگرایی، صمیمیت و صداقت” تعریف شده است.
همه کارهایی که تیم او برای بازاریابی انجام داده است، حول محور رویکرد قابل دسترس بودن او به عنوان یک فرد معمولی میچرخد. این موضوع همه چیز از لباس او در عکسهای تبلیغاتی تا حضورش در رسانههای اجتماعی را هدایت میکند. برای مثال، او اخیراً یک سال از رسانههای اجتماعی دور بود، که میتوانست برای هنرمندان دیگر به معنای مرگ حرفهای باشد. اما او با برندی که برای خود ایجاد کرده بود، یعنی یک شخص صمیمی و آسیبپذیر، سازگار بود.
اگر برند هنری خود را به خوبی تعریف کنید، استراتژی شما نیز به دنبال آن خواهد آمد.
2- بهترین وجه خود را در سرویسهای استریم نشان نمیدهید
قرار دادن موسیقی خود در سرویسهای استریم آسانتر از هر زمان دیگری است. اما تعداد کمی از هنرمندان از منابعی که این پلتفرمها ارائه میدهند، به طور کامل استفاده میکنند. این کار با پروفایل هنری شما در پلتفرمهایی مانند اسپاتیفای و اپل موزیک آغاز میشود.
پس از بارگذاری موسیقی خود برای استریم، باید پروفایل هنری خود را ادعا کنید و آن را پر کنید. به دو بخش اول برند هنری خود فکر کنید: داستان و هویت بصری. پلتفرمهایی مانند اسپاتیفای راههای مستقیمی برای ایجاد این بخشهای برند شما از طریق بیوگرافیها و عکسهای قابل سفارشیسازی هنری ارائه میدهند. (به عنوان یک نکته، ادعای پروفایل هنری خود در اسپاتیفای باعث میشود که “تایید شده” شوید و این به تصویر شما مشروعیت میبخشد.)
اما بهینهسازی استریم شما نباید در آنجا متوقف شود. راههای دیگر برای نشان دادن بهترین وجه خود در سرویسهای استریم شامل در دسترس قرار دادن رکورد برای پیشذخیره، انتشار لیستهای پخش هنری برای ارتباط با دنبالکنندگان در مورد علایق موسیقی دیگر، و ارسال آهنگهای خود به لیستهای پخش است. اسپاتیفای و باندکمپ به شما امکان میدهند که با دنبالکنندگان خود ارتباط برقرار کنید، که راه خوبی برای ایجاد صدا و لحن برند شماست.

علاوه بر ارائه و فعالیت شما در این پلتفرمها، مهم است که لینکهای استریم خود را به راحتی در دسترس قرار دهید. لینکفایر لینکهای هوشمند یک کلیکی ارائه میدهد که شامل مسیرهایی به همه لینکهای استریم شما است. ما فهمیدیم که باید راه آسانی برای مردم وجود داشته باشد تا بتوانند موسیقی شما را بشنوند، بدون توجه به اینکه سرویس استریم مورد علاقهشان چیست. با قرار دادن لینک هوشمند لینکفایر در بیوگرافی اینستاگرام، خبرنامههای ایمیلی و کانالهای بازاریابی دیگر، طرفدارانی که کلیک میکنند میتوانند به راحتی سرویس موسیقی مورد نظر خود را انتخاب کنند.
3- زیباییشناسی شما فاقد یکپارچگی است
تصاویر یکپارچه باعث میشود که طرفداران شما را در نقاط مختلف به راحتی به یاد بیاورند و بشناسند. اینها به ایجاد هویتی کمک میکنند که فراتر از هر آهنگی است که کسی میشنود.
چگونه میتوانید یک زیباییشناسی هماهنگ برای برند هنری خود ایجاد کنید؟ با یک لوگو شروع کنید و رنگها و فونتهایی را که میخواهید استفاده کنید، تعریف کنید. اساساً، شما یک راهنمای برندسازی برای خود و هر کسی که با شما کار میکند، ایجاد میکنید.
این جنبههای برندسازی شما – طرح رنگی کلی، لوگو و تصاویر استفاده شده – باید در تمام ارتباطات بازاریابی از یک پارچه باشند. این شامل خبرنامههای ایمیلی، گرافیکهای رسانههای اجتماعی، عکسهای مطبوعاتی، هنر آلبوم، کالاهای تبلیغاتی و موزیک ویدئوها میشود.
طبیعی است که برندسازی شما با گذشت زمان تغییر کند. اما در یک چرخه آلبوم یا کمپین، میخواهید همه چیز را یکسان نگه دارید. این یکی دیگر از مزایای تبلیغ موسیقی شما با لینکفایر است – بسیار آسان است که لینکهای هوشمند خود را سفارشی کنید تا کاملاً با برند موسیقی شما مطابقت داشته باشد.
4- طرفداران از کنسرتها بدون سوغاتی خارج میشوند
متأسفانه در بازارهای اشباعشده کار میکنیم. جذب طرفداران به معنای رقابت برای جلب توجه آنها است. یکی از راههای برجسته شدن این است که به کسانی که شما را زنده میبینند، سوغاتی بدهید.
سوغاتیها به اشکال مختلفی میآیند: تیشرتها، کپیهای فیزیکی موسیقی (سیدیها، نوارهای کاست، وینیل) و استیکرها از سوغاتیهای رایج کنسرت هستند. اما میتوانید خلاق باشید. برای مثال، هنرمند نیویورکی به نام دالتون دِشِین به جای سیدی، کتابهایی بر اساس موسیقی خود (و برعکس) میفروشد. این باعث میشود که برند او به یاد ماندنیتر شود، زیرا تعداد کمی از هنرمندان در میزهای کالای خود رمان میفروشند.
یک ایده ساده دیگر این است که به کسانی که پول کافی برای خرید کالاها ندارند، استیکرها یا بروشورهای رایگان بدهید. به این ترتیب، میتوانید اطمینان حاصل کنید که همه حضار با چیزی برای به یاد آوردن شما خارج میشوند. در عصر دیجیتال، هر بروشوری که توزیع میکنید باید یک کد QR داشته باشد تا به مردم کمک کند تا به موسیقی شما گوش دهند یا از شما پیروی کنند.
در مقابل قرار گرفتن با مردم یک چیز است، اما در ذهن آنها ماندن چیز دیگری است. اگر میخواهید طرفداران شما با کارهایی که انجام میدهید در تماس باشند، باید برایشان سخت باشد که شما را فراموش کنند.
5- صدا و لحن برند خود را به درستی تعریف نکردهاید
آیا صدا و لحن برند شما به طور مداوم آنچه را که به عنوان یک هنرمند میخواهید منتقل کنید، منعکس میکند؟ این شامل کپشنهای رسانههای اجتماعی، ایمیلها، نقلقولهای انتشار مطبوعاتی – هر چیزی که نیاز به کپی دارد. اگر قبل از شروع بازاریابی موسیقی خود، صدا و لحن برند خود را ایجاد کنید، همه چیز به راحتی جریان پیدا میکند.
اما چگونه میتوانید صدا و لحن برند خود را توسعه دهید؟ موسسه بازاریابی محتوا منابع خوبی برای انجام این کار دارد. یکی از توصیههای مفید آنها این است که سه کلمهای را انتخاب کنید که برند شما را به عنوان یک شخص واقعی توصیف میکند. آیا شما مانند فبی بریجرز صریح، غیر جدی و خودزنی هستید؟ یا مانند لیدی گاگا احساسی، ابداعی و مشتاق هستید؟
کلید پاسخ به این سوال، تعریف این است که خود را به عنوان یک هنرمند چگونه میبینید و چگونه میخواهید با شنوندگان ارتباط برقرار کنید. یک بار که این را مشخص کردید، میتوانید به طور مداوم و مکرر با طرفداران بالقوه خود ارتباط برقرار کنید.


بدون دیدگاه